اجتماعیبرترین های کسب و کار

چه زمانی طلاق بهترین گزینه است؟

در چه مواقعی طلاق خوب است؟ زمان طلاق کی فرا میرسد؟

آیا زمان طلاق شما نزدیک است؟نیاز به وکیل طلاق توافقی دارید؟ آیا اختلافات و درگیری شما با همسرتان به اوج خود رسیده؟ آیا دیگر همسرتان را مانند قبل دوست ندارید؟ آیا فکر می کنید رفتن بهتر از ماندن است؟ یا هنوز برای طلاق دو دل هستید؟ این ها سوالاتی است  که ذهن بسیاری از زوجین را به خود مشغول کرده است. اگر از آن دسته افراد هستید که فکر می کنید واقعا قدرت ادامه زندگی با همسرتان را ندارید ولی از آن سو به خاطر عواقب طلاق می ترسید بهتر است به مراجعه کنید تا بر حسب شرایط شما و موقعیتی که در آن هستید به شما راهکار دهد.

قطعا مشاوره از شما می خواهد بررسی کنید چه زمانی حس کردید که زمان طلاق تان شده یا اصلا از چه زمانی به طلاق فکر کرده اید. مرحله بعدی این است که با خود فکر کنید آیا میتوانید مشکلات همسر خود را ببخشید و به زندگی برگردید؟ تصمیم به طلاقتان درست است یا می شود به زندگی ادامه داد؟ به شما توصیه می کنیم که قبل از هرگونه تصمیمی فکر کنید و عجولانه تصمیم نگیرید. زمان طلاق بستگی به شرایط روحی و قدرت و میزان وابستگی به همسرتان دارد.

مناسب ترین زمان طلاق چه زمانی است؟

مناسب ترین زمان طلاق زمانی است که شما حس میکنید به لحاظ جسمی، روحی و فکری و همچنین به لحاظ منطقی ، زمان رفتن رسیده باشد. اما بعضی افراد ممکن است زمان دقیق آن را ندانند و فکر کنند که هنوز امیدی به زندگی دارند. ما آن دسته از افراد را تحسین می کنیم و مطمئن هستیم که هیچ گاه تصمیم عجولانه ای نخواهندگرفت. اما مناسب ترین زمان طلاق زمانی است که همسرتان با این مشکلات درگیر است:

  • اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی
  • مشکلات شدید اخلاقی (زن بارگی)، خیانت زن
  • دیوانگی و مشکلات روحی
  • اختلافات شدید و جنگ و دعوا
  • مشکلات جنسی مرد
  • دروغی که منجر به فتنه ای بزرگ شده باشد. مثلا مرد یا زن قبل از ازدواج به دروغ گفته باشند مشکلات جسمی و روحی ندارد.
  • دخالت بیش از حد خانواده همسرش در شخصی ترین مسائل خانوادگی
  • سرد شدن روابط عاطفی و زناشویی
  • مشکلات شدید مالی
  • چشم چرانی و هیز بودن همسر
  • عدم درک متقابل در مسائل زندگی
  • تقاضای جنسی نامتعارف
  • گرم مزاج بودن و سرد مزاج بودن مرد یا زن ( اختلافات جنسی )

در این صورت قبل از هرگونه تصمیمی به مراجعه کرده و از او کمک بخواهید.

چه زمانی باید طلاق گرفت؟

سوال اینجاست که چه زمانی باید طلاق گرفت؟ در گام اول شما احساس میکنید که جسم فیزیکی و روح تان در معرض خطر قرار گرفته. مثلا بعضی اوقات زوجین در زندگی امنیت جانی ندارند و درگیری فیزیکی آن ها بالاست و گاهی کار به ضرب و شتم می رسد. یا به لحاظ روحی، همسرشان دچار بیماری روحی و اختلالات روانی است.

قطعا این زندگی به صلاح نیست چون زندگی آن ها مدام تهدید می شود. خصوصا اینکه درآن خانه یک کودک یا نوجوان هم زندگی کند. در این صورت به شما توصیه میکنیم هر چه زودتر این مشکل را حل کنید. اگر فکر می کنید هنوز هم به این رابطه امید هست و امیدوارید که مشکل حل شود با یک خبره صحبت کنید تا برحسب شرایط شما و همسرتان راهکارهای کاربردی در اختیارتان قرار دهد. اما اگر دیدید به جایی نرسیدید هر چه زودتر برای طلاق اقدام کنید.

اما چه زمانی باید طلاق گرفت:

  • مورد خشونت واقع شده اید
  • در یک رابطه اشتباه مانده اید و سعی میکنید این رابطه را درست کنید اما هر چه میکنید نمی شود.
  • همسرتان از شما دوری می کند.
  • هیچ عشق و علاقه ای میان شما و همسرتان وجود ندارد.
  • هدف های متفاوتی دارید.
  • از لحاظ فرهنگی و تحصیلی اختلاف بالایی دارید.
  • معمولا وابسته شدید به خانواده هستید و نمی توانید میان رابطه زناشویی و رابطه با خانواده فرق قائل شوید.
  • همسرتان مدام شما را با کسی مقایسه می کند. گاهی به خاطر مشکلات جسمی یا ظاهری تحقیر می شوید و در کل احساس راحتی با شما نمی کند.

تصمیم برای طلاق به چه صورت است؟

تصمیم برای طلاق زمانی اتفاق می افتد که  آنقدر تحت فشار هستید که چاره ای جز طلاق نداشته باشید. گاهی در این رابطه تنها شما باید تصمیم بگیرید. شما مدام با خود درگیرید و می گویید باید این رابطه را تمامش کنم؟ من همسرم رو دوست دارم اما اگه بمونم هر روز جهنم می شه. نمی دونم کار درستی می کنم یا نه.

اگر در این شرایط هستید سعی کنید با عجله تصمیم نگیرید و احساسات و افکار خود را ارزیابی کنید. اگر بر سر یک موضوع خاص با هم اختلاف دارید اجازه دهید مشاوره ازدواج طلاق برایتان تصمیم بگیرد  که آیا اصلا این تصمیمتان درست است یا شتابزده به این نتیجه رسیدید.

علت تردید در طلاق چیست؟

تردید در طلاق در اکثر زوجینی که با هم مشکل دارند وجود دارد. معمولا یکی از علت های تردید در طلاق این است که دید افراد در کشور ما نسبت به طلاق بسیار بد است. اگر از آن دسته افرادی هستید که دیگران راجب به شما چه فکری می کنند، طلاق بهترین گزینه است. اما اگر برایتان مهم است یا اینکه در برخوردهای اجتماعی دچار مشکل هستید، سعی کنید در سخت ترین شرایط هم زندگی را ادامه دهید. به قول شما هر چیزی بهتر از طلاق است. اگر تردید دارید که طلاق بگیرید یا نه بهتر است حدود 1 ماه از هم دور باشید و ببینید که آیا می توانید دوری یکدیگر را تحمل کنید یا خیر…

طلاق یا تحمل؟

طلاق یا تحمل؟ مساله این است. اگر این سوال ذهنتان را درگیر کرده پس مدت هاست که به طلاق فکر میکنید یا از زندگی مشترکتان ناراضی هستید. با گذشت زمان شرایط برای شما تغییر کرده و در حال حاضر آنقدر بحرانی است که امیدی به بهتر شدن آن ندارید. اما طلاق یا تحمل؟ کدام را انتخاب کنم؟ اگر نمی دانید طلاق بگیرید یا ادامه دهید این موارد را بررسی کنید:

  • رابطه خود را ارزیابی کنید

قبل و بعد از طلاق را ارزیابی کنید و شرایط آن را بسنجید. ببینید که با این مشکلات می توانید زندگی کنید یا تحمل حرف ها را دارید یا نه. یا اینکه می توانید این رابطه را ترمیم کنید که به طلاق نکشد.

  • آیا در این شرایط احساس امنیت می کنید؟

اگر زندگی دارید که دائما تهدید می شوید پس سعی کنید فورا از این وضعیت خارج شوید. اگر همسرتان را دوست دارید تنها کاری که می کنید این است که به یک مشاوره خبره مراجعه کنید چون در شرایط بسیار بدی هستید.

با این شرایط در سال اول زندگی طلاق بگیرید

1-وقتی همسرتان دچار اختلال شخصیت است

اختلال های روانی شدید، زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی فرد را دچار اخلال می کنند. برخی از این اختلال ها به گونه ای هستند که فرد نسبت به مشکل خود آگاه است، ولی بعضی دیگر (مثل اختلال های شخصیت) طوری هستند که فرد هیچ آگاهی ای نسبت به آن ندارد و حتی خود را سالم می داند.

در حقیقت، اختلال های شخصیت، مهم ترین اختلال هایی هستند که رابطه و زندگی مشترک فرد را مختل می کنند. برخی از اختلال های شخصیت، با همکاری خود فرد قابل درمان هستند، ولی این کار شما نیست که آن ها را درمان کنید. رایج ترین اختلال های شخصیتی :

* اختلال شخصیت شکاک
« بی اعتمادی» ویژگی بارز افرادی است که شخصیت شکاکی دارند یا به زبان روان شناختی «پارانوئید» هستند. ارتباط با این گونه افراد عموما شما را خسته می کند. احساس می کنید که همیشه در حال محاکمه هستید.

شما حتی وقتی او را تایید یا تشویق می کنید هم او آن ها را تهدید کننده یا تمسخرآمیز تفسیر می کند .آن ها به طور دائم به این فکر می کنند که شما به آن ها وفادار نیستید و همواره در این ظن به سر می برند که شما به او خیانت می کنید. در این افراد امکان دارد اقدام به خشونت علیه هسمرشان نیز دیده شود .

* اختلال شخصیت ضداجتماعی
این گونه افراد فاقد آن چیزی هستند که ما در اصطلاح به آن «وجدان» می گوییم. آن ها به راحتی دروغ می گویند و شما را فریب می دهند. امکان دارد سابقه بازداشت قانونی به خاطر رفتارهای خلاف هم داشته باشند .

آن ها عموما به صورت تکانشی عمل می کنند، یعنی از درک پیامد کاری که می کنند عاجز هستند. امکان دارد به شما صدمه بزنند، شما را کتک بزنند، ولی نسبت به این رفتار شرمنده نباشند، یا با سیاست دل شما را به دست آورند، ولی همچنان به این رفتارشان ادامه دهند. آن ها مسئولیت پذیری کمی در قبال زندگی مشترک دارند. با وجود این آن ها می توانند در روابط اجتماعی بسیار پذیرا و با اعتماد به نفس بالا باشند و در برخوردهای اول استعداد بالایی از خود نشان دهند.

* اختلال شخصیت مرزی
آن ها نگرانی دائمی از «» و «کنار گذاشته شدن» دارند. رابطه آن ها عموما پرشور و هیجان ولی بی ثبات و پرتنش است. مرزی ها امکان دارد گاهی اوقات به خودشان آسیب بزنند و حتی امکان دارد افکار خودکشی هم داشته باشند . آن ها عموما نگران تاثیری هستند که روی دیگران می گذارند. شما در ارتباط با یک مرزی هیچوقت از پرخاشگری های کلامی آن ها در امان نیستید. آن ها در اصطلاح عام «دمدمی مزاج» هستند .

در بیشتر اوقات پریشان هستند، احساس پوچی می کنند و نوسانات شدید هیجانی و احساسی را تجربه می کنند. رفتارهای تکانشی هم در آن ها دیده می شود، رفتارهایی که امکان دارد آن ها را در معرض آسیب قرار دهد. نگرانی از کنار گذاشته شدن در آن ها موجب می شود که از همسرشان توجه افراطی بخواهند و همین موجب می شود که بیشتر طرد شوند .مرزی ها هویت یکپارچه ای ندارند. وقتی شما با یک مرزی زندگی مشترک دارید، همیشه کلافه و سردرگم هستید و تکلیف خودتان را نمی دانید .

* اختلال شخصیت خودشیفته
آن ها همواره خود را فردی منحر به فرد می دانند که تنها افراد خاص و باهوش می توانند آن ها را درک کنند. خودشیفته ها نیاز به تحسین دارند و بنابراین همیشه از شما طلب تایید دارند. در ارتباط با یک فرد خودشیفته، شما همیشه این احساس را دارید که شنیده نمی شوید و فقط شنونده نیازهای او هستید.

آن ها خود را همیشه حق به جانب فرض می کنند و عموما خود را فرد مهمی می دانند و در مورد توانایی های خود غلو می کنند .توقع دریافت توجه خاص از سوی دیگران، مهم ترین ویژگی یک فرد خودشیفته است. او نمی تواند با شما همدلی کند و دنیا را از دریچه دید شما ببیند .

2- وقتی همسرتان کنترل شدیدی روی زندگی شما دارد

اگر همسری دارید که تلاش خستگی ناپذیری برای کنترل شما دارد و بر رفتار، دوستان، فعالیت های اجتماعی و اقتصادی شما حد و مرز شدیدی می گذارد، اگر همسری دارید به هر شیوه ای از جمله تهدید، ایجاد فشار، ، ایجاد احساس گناه در شما و با انتقادهای شدید شما را وادار می کند تا به گونه ای که او میل دارد زندگی کنید، لازم است که درباره ادامه ارتباط با چنین فردی تجدیدنظر کنید. درواقع چنین کنترل شدیدی مصداق «» است و یکی از نشانه های بارز رابطه ناسالم به شمار می رود .

3- وقتی همسرتان اعتیاد دارد

اگر همسرتان به سوءمصرف مواد مخدر، مواد محرک و نیروزا، مصرف الکل و قماربازی اعتیاد دارد، اگر شما بارها تلاش کرده اید که وی را به سلامتی برگردانید، یا به اقدام هایی از قبیل بستری برای ترک یا مشاوره های گوناگون برای ترک کردن او دست زده اید ولی موفق نشده اید و اگر این اعتیاد همسرتان به گونه ای به خودتان، به فرزندانتان و خانواده تان آسیب می رساند، می توانید درباره ادامه ارتباطتان تجدیدنظر کنید. با این وجود نمی توان منکر این شد که یکی از دلایل ترک موفقیت آمیز برای معتادین، حمایتی عاطفی- اجتماعی است که می تواند از همسرش دریافت کند .

4- وقتی همسرتان مکرر به شما خیانت می کند

اگر همسرتان تجربه ، اعم از را دارد و این خیانت به طور مداوم تکرار می شود و به نظر نمی رسد که بهبودی حاصل شود، شما می توانید به جدایی فکر کنید. ایران ناز  البته خیانت همیشه به معنای تمام شدن رابطه نیست، خیانت قابل درمان است و نیاز به گذشت شما نیز دارد، ولی اگر متوجه شده اید که همسرتان تمایلی به تغییر رویه اش ندارد و صرفا برای لذت شخصی دست به خیانت می زند، احتمالا تلاش ما ناکام خواهد ماند .

برای طلاق آگاهانه چه نکاتی را باید درنظر گرفت؟

دو طرف از لحاظ روحی و روانی باید آمادگی لازم را داشته باشند و به آستانه تحمل برسند و حس کنند که دیگر نمی توانند این زندگی را ادامه دهند و نیز باید احتمالات را در نظر بگیرند و به این پرسش ها پاسخ دهند که بعد از جدایی زن چه خواهدکرد؟ چگونه می خواهد از فرزندانش نگهداری کند؟ آیا می تواند نیازهای مالی اش را تامین کند؟ آیا شرایطش بهتر می شود یا بدتر؟ خانمی که مهارت خاصی ندارد و حرفه ای را نمی داند، مسلما نمی تواند بعد از طلاق به سادگی تامین معاش کرده و به تنهایی زندگی کند .

بچه ها با پدر زندگی خواهند کرد یا مادر و در صورت دورشدن از فرزندان آیا اجازه ملاقات با آنها را دارد یا نه؟ آیا خانواده ای دارد که بعد از طلاق از او حمایت کنند تا دشواری های بعد از طلاق برایش ساده تر شود؟ باید شرایط و سرنوشت افراد دیگری را که گرفته اند، درنظر بگیرد و احتمال بدهد که او نیز با چنین دشواری هایی رو به رو خواهدشد. همچنین فرزندان بعد از جدایی والدین با دشواری های بسیاری مواجه شده و شاید در اجتماع سرخورده شوند یا دوری از یکی از والدین به روح و روان آن ها صدمه بزند .

دکمه بازگشت به بالا