مسموع است یعنی چه؟ تعریف ساده، کاربرد در ادبیات و حقوق + اشتباهات رایج
کلمه مسموع در زبان فارسی به معنای شنیده شده، قابل شنیدن یا سزاوار شنیدن است. این واژه که از ریشه عربی سمع گرفته شده، علاوه بر معنای ظاهری شنیدن، در متون ادبی، حقوقی و اداری به معنای پذیرفته شده، معتبر و قابل اعتنا نیز به کار می رود. برای مثال وقتی گفته می شود عذر شما مسموع نیست، منظور این است که عذرخواهی یا دلیل ارائه شده، قابل قبول و پذیرفتنی نمی باشد. همچنین استفاده از عبارت قابل مسموع از نظر دستوری نادرست و مصداق حشو قبیح است، زیرا خود واژه مسموع به تنهایی معنای قابلیت شنیدن را در بر دارد.
بررسی دقیق لایه های معنایی، کاربردهای ادبی و حقوقی، اصطلاحات رایج و اصلاح اشتباهات دستوری پیرامون این واژه پرکاربرد در متون رسمی و روزمره.
| عربیریشه واژه (باب افعال) | رسمیکاربرد در متون ادبی و حقوقی | دوگانهمعنای شنیده شده و پذیرفته شده |
ریشه شناسی و ساختار دستوری واژه مسموع
واژه مسموع از ریشه سه حرفی س م ع به معنای گوش دادن و شنیدن و از باب افعال در زبان عربی گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی به عنوان اسم مفعول به کار می رود و معنای آن شنیده شده یا آن چه که شنیده می شود است. در لغت نامه های معتبر فارسی، مسموع به معنای قابل استماع، سزاوار شنیدن و گوش دادن و برآوردن تعریف شده است. این واژه به دلیل ساختار دستوری خود، به طور ذاتی معنای قابلیت را در بر دارد. به همین دلیل است که افزودن قیدهای مشابه به آن، از نظر اصول نگارشی نادرست تلقی می شود. درک این ریشه شناسی، کلید فهم دقیق کاربردهای دوگانه این واژه در متون کهن و مدرن است. در زبان فارسی، بسیاری از واژگان عربی که به صورت اسم مفعول وارد شده اند، همین ویژگی را حفظ کرده اند و نیاز به افزودن کلماتی مانند قابل را از بین می برند.
معنای اول: شنیده شده یا دارای قابلیت شنیدن
نخستین و بنیادی ترین معنای مسموع، اشاره به چیزی است که از طریق حس شنوایی درک شده یا قابلیت درک شدن را دارد. در این کاربرد، واژه مسموع صرفا به فرآیند فیزیکی شنیدن یا ویژگی صوتی یک پدیده اشاره دارد. این معنا در ادبیات کلاسیک فارسی نیز به وفور دیده می شود. برای نمونه، در اشعار شاعران بزرگ، این واژه برای توصیف نواها یا سخنانی به کار رفته که به گوش رسیده اند.
به گوشم قوت مسموع و سامع بسازد
نغمه بربط شنیدن
در این بیت، شاعر به شنیدن نغمه ای اشاره می کند که هم شنیده شده (مسموع) و هم شنونده ای دارد (سامع). این کاربرد، اغلب در جایی به کار می رود که نویسنده می خواهد به جنبه نقلی یا شنیداری یک خبر اشاره کند، بدون آن که لزوما صحت آن را تایید نماید. در واقع وقتی می گوییم خبری مسموع است، یعنی آن خبر به گوش ما رسیده و ما آن را شنیده ایم. این کاربرد ظرافت خاصی دارد و به نویسنده اجازه می دهد تا از قطعیت کامل بکاهد و جنبه نقل قولی به نوشته خود بدهد.
معنای دوم: پذیرفته شده، معتبر و قابل اعتنا
فراتر از معنای فیزیکی شنیدن، واژه مسموع در زبان فارسی معنایی عمیق تر و استعاری یافته است که نشان دهنده پذیرش، مقبولیت و اعتبار است. در این کاربرد که بیشتر در متون حقوقی، اداری و ادبیات کهن رایج است، مسموع بودن یک سخن یا درخواست به این معناست که آن سخن نه تنها به گوش شنیده شده، بلکه مورد توجه قرار گرفته و از نظر عقلی یا قانونی پذیرفتنی است.
برای مثال، در متن معروف کلیله و دمنه آمده است:
آنگاه انابت مفید نباشد، نه راه بازگشتنی مهیا و نه عذر تقصیرات خواستن مسموع.
در این عبارت، عذر تقصیرات خواستن مسموع به این معناست که عذرخواهی شخص، قابل قبول و پذیرفتنی نخواهد بود. این بعد معنایی، به واژه مسموع بار رسمی و حقوقی می بخشد و آن را از صرفا شنیده شدن متمایز می کند. این جنبه از معنا، نشان می دهد که در فرهنگ زبانی ما، شنیدن واقعی زمانی محقق می شود که با پذیرش و اعتنا همراه باشد.
اصطلاحات و عبارات کلیدی مرتبط با مسموع
|
از قرار مسموع به معنای طبق آن چه شنیده شده یا بر اساس اخبار رسیده. این عبارت برای بیان اطلاعاتی به کار می رود که منبع دقیق آن ها کاملا مشخص نیست. |
مسموع القول به معنای کسی که حرفش قابل قبول، نافذ و دارای اعتبار است. این اصطلاح برای افراد صاحب نفوذ به کار می رود. |
مسموع افتادن به معنای به گوش آمدن یا شنیده شدن یک خبر یا سخن. این افعال مرکب در متون قدیمی تر کاربرد داشته اند. |
کاربرد مسموع در حقوق و اصطلاحات اداری
در زبان حقوقی و اداری ایران، واژه مسموع جایگاه ویژه ای دارد و اغلب برای بیان قابلیت استناد یا پذیرش یک ادعا به کار می رود. برای مثال، در قوانین آیین دادرسی، عباراتی مانند شکایت مسموع نیست یا ایراد مسموع نمی باشد به کرات دیده می شود. این جملات به این معنا هستند که درخواست یا اعتراض ارائه شده، به دلایل قانونی مانند گذشتن مهلت قانونی یا عدم رعایت تشریفات، قابلیت بررسی و پذیرش توسط مرجع قضایی را ندارد.
درک این کاربرد برای افرادی که با مکاتبات اداری یا پرونده های حقوقی سروکار دارند، بسیار حیاتی است. زیرا مسموع نبودن به معنای رد ماهیت دعوا نیست، بلکه به معنای عدم پذیرش شکلی آن است. در حقوق مدرن نیز اصطلاحاتی مانند ادله غیر مسموع به معنای مدارکی است که به دلیل غیرقانونی بودن نحوه تحصیل، قابلیت استناد و پذیرش در دادگاه را ندارند.
یکی از اشتباهات زبانی رایج در نگارش فارسی، استفاده از ترکیب قابل مسموع است. این ترکیب از نظر دستوری و معنایی نادرست و مصداق بارز حشو قبیح یا تکرار بیهوده و زشت معنایی است. واژه مسموع خود به تنهایی معنای قابل شنیدن را در بر دارد و افزودن کلمه قابل به آن، تکرار بیهوده معنایی محسوب می شود. به جای قابل مسموع، باید از همان واژه مسموع یا عبارت های جایگزین مانند قابل شنیدن یا قابل استماع استفاده کرد.
سیر تحول معنایی مسموع در گذر زمان
در بررسی سیر تحول معنایی واژه مسموع در زبان فارسی، می توان دریافت که این واژه در دوره های نخستین ورود به فارسی، بیشتر بار معنایی فیزیکی و حسی داشته است. در متون کهن، مسموع اغلب در کنار واژه هایی مانند مرئی (دیده شده) به کار می رفته تا حیطه ادراک حسی انسان را توصیف کند.
اما با گسترش دیوان سالاری و توسعه متون حقوقی و فقهی به زبان فارسی، این واژه به تدریج بار معنایی استعاری پیدا کرد. در این متون، شنیدن دیگر تنها یک عمل فیزیکی نبود، بلکه به معنای توجه کردن، رسیدگی کردن و در نهایت پذیرفتن بود. این تحول معنایی نشان دهنده پویایی زبان فارسی در جذب واژگان خارجی و بومی سازی آن ها برای بیان مفاهیم پیچیده تر اداری و قضایی است.
تفاوت مسموع با واژه های هم خانواده
جمع بندی نهایی
واژه مسموع فراتر از یک کلمه ساده برای بیان شنیدن است. این واژه با ریشه ای عمیق در زبان عربی و فارسی، دو لایه معنایی اصلی دارد. لایه اول به معنای فیزیکی شنیده شده یا قابل شنیدن است و لایه دوم، معنای استعاری پذیرفته شده، معتبر و قابل اعتنا را در بر می گیرد که به ویژه در متون حقوقی و ادبی کاربرد فراوان دارد. آشنایی با این ظرایف معنایی و پرهیز از اشتباهات رایج نگارشی، به غنای نوشتار و دقت بیان ما کمک شایانی خواهد کرد.
پرسش های متداول
معنی دقیق کلمه مسموع چیست؟
مسموع به معنای شنیده شده، قابل شنیدن، سزاوار شنیدن و یا قابل قبول و پذیرفتنی است.
چرا استفاده از عبارت قابل مسموع اشتباه است؟
زیرا واژه مسموع خود به تنهایی معنای قابل شنیدن را در بر دارد و افزودن کلمه قابل به آن، تکرار بیهوده معنایی یا حشو قبیح محسوب می شود.
کاربرد مسموع در حقوق چیست؟
در حقوق، وقتی گفته می شود ادعا یا شکایتی مسموع نیست، به این معناست که آن درخواست به دلایل شکلی یا قانونی، قابلیت بررسی و پذیرش توسط مرجع قضایی را ندارد.
تفاوت مسموع و سامع در چیست؟
مسموع اسم مفعول و به معنای شنیده شده است، در حالی که سامع اسم فاعل و به معنای شنونده یا کسی است که گوش می دهد.