اجتماعی

استخدام دانش‌آموزان شین‌آباد در آموزش و پرورش/ثبت نام ۳۴۰ هزار فرهنگی برای مسکن

وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد که روند اداری جذب دانش آموزان برای آموزش و پرورش به پایان رسیده است.

طبق گفته ESAمحسن حاجی میزی ، وزیر آموزش و پرورش ، در یک برنامه تلویزیونی درباره وضعیت دانش آموزان شین آبادی گفت: “خدا را شکر ، معالجه آنها به پایان رسیده است. آنها می خواستند استخدام شوند. ما منتظر هستیم تا پروژه و سازمان بودجه بتوانند ورودی ها را برای برنامه و سازمان بودجه فراهم کنند.

در 2-3 هفته گذشته شورای تجدید نظر تهران حقوق هفت مدرسه مهم در مدارس غیرانتفاعی را باطل کرده است و 11 درصد مدارس و دانش آموزان ما غیرانتفاعی هستند.

وزیر آموزش و پرورش با استناد به آغاز سال تحصیلی جدید در تاریخ 6 سپتامبر ، وزیر امور خارجه گفت: “بسته به کشور ، آنچه را که نداریم ، بستگی خواهیم داشت. اوضاع به همین صورت خواهد بود. بنابراین ، “وضعیت” در تاریخ 6 سپتامبر دخالت نخواهد کرد.

وی به خانواده های دانش آموزان اطمینان داد که خسته نشوند. ما از سلامتی کودکان مراقبت می کنیم. اگر نگران سلامتی هستید ، ما تنها تصمیم گیرندگان بهداشت در کشور هستیم. اگر آموزش چهره به چهره امکان پذیر نباشد ، ما بدون شما این کار را انجام می دهیم و اطمینان حاصل خواهیم کرد که آموزش با کیفیت است.

وی گفت: “هر فرد بی خانمان از جمله شغل و بازنشسته باید ثبت نام کند.” حدود 340،000 نفر در سراسر کشور ثبت شده اند. اتفاق خوبی در خانه تصاویر سنتی اتفاق می افتد.

در زیر سخنرانی مفصل وزیر آموزش و پرورش است:

* در این برنامه ، ما ، وزیر آموزش و پرورش ، دکتر محسن حاجی میرا در خدمت هستیم. سلام. خوش برگشتی.

از همه شما و بینندگان عزیزم استقبال می کنم.

* در دوران دشوار وزیر ، این بدان معنا بود که تا چند ماه پیش به دلیل آلودگی مدتی بسته نشده بودیم و بعد از آن قرنیه باعث ایجاد آن شد ، اکنون یک سال است. اوضاع چطور است؟

کورونا تأثیر عمیقی بر همه بخشهای اقتصادی و اجتماعی کشور داشته است. همچنین مهمترین مأموریت ما در آموزش و پرورش ، فراهم کردن آموزش با کیفیت و عادلانه و دسترسی عادلانه به آموزش برای همه است. ما نمی دانیم این رویداد تا چه مدت ادامه خواهد داشت و چه زمانی ادامه خواهد داشت. ما باید کار می کردیم زیرا مدرسه می تواند بسته شود اما مدرسه نمی تواند بسته شود. اولین کاری که ما انجام دادیم درخواست کمک از Sada-Azadi بود و ما بسیار کمک کردیم و به Sada-e Azimim کمک کنیم. در کمتر از یک هفته ، ما کلاس های تلویزیونی را انجام دادیم و بیش از 2،000 برنامه پخش شد.

و آیا پذیرفته شده است؟

برخی از برنامه ها تا 27 میلیون بار بارگیری شده اند و به تدریج تعداد آنها افزایش یافته است ، با بیش از 36 برنامه آموزشی به طور مستقیم در روز به دانشجویان ارائه می شود. ما دو مشکل داریم. یکی از مشکلات این بود که ما نمی دانستیم که این پیشنهاد چقدر قابل قبول و قابل قبول است و چه میزان آموزش دریافت کرده اند. نکته دیگر این بود که چگونه سؤال و ابهام ایجاد شود و تعامل دانش آموزان با معلمان مختل شد. مدارس به طور طبیعی به بسیاری از شبکه های اجتماعی منتقل شده و در شبکه های داخلی و خارجی به تدریس می پردازند. درب بازکنی بود اما ما یک مشکل جدی داشتیم. ما نمی دانستیم چه اتفاقی خواهد افتاد. آیا همه دانش آموزان تمام آموزش را دریافت می کنند؟ بنابراین ما مجبور شدیم “شبکه یادگیری دانشجویی” خودمان را طراحی کنیم. شخصیت این شبکه تحصیلات خاص و بومی خود را دارد. ارتباط فقط بین معلم و دانش آموزان در همان کلاس است که در آن ثبت نام کرده و درگیر می شوند.

* آیا این شبکه “خوشحال” است؟

آره. این یک شبکه یادگیری دانشجویی “خوشحال” است. آنچه ما طی دهه ها در مدرسه و کلاس درس آموخته ایم اکنون باید وارد اکوسیستم جدید شود. خوشبختانه همه مدیران مدارس ما و بیش از 94٪ معلمان و 70٪ دانش آموزان ما به این انجمن پیوستند. ما یک انجمن والدین و معلمان تصادفی برای تماس تلفنی و سؤال از خانواده ها تشکیل داده ایم. از همین سؤال پرسیده شد. مشکل اینجاست که برخی از مناطق اینترنت در دسترس همگان نیست و برخی دیگر گوشی هوشمند یا تعداد زیادی از دانشجویان ندارند.

به عنوان مثال ، یک خانواده 3-4 دانش آموز داشت و می توانست یک تلفن هوشمند داشته باشد. همه دانش آموزان می توانند از همان تلفن استفاده کنند. در بسیاری از مناطق ، آموزش های رادیویی و تلویزیونی محلی ، منطقه ای و منطقه ای به کار خود آمدند و به ما کمک کردند.

ما بسته های آموزشی تهیه کرده ایم که در دسترس دانشجویان باشد. معلم این موضوع را به منطقه می برد و آن را در بین دانش آموزان توزیع می کند. او همچنین یک معلم محلی بود. تعداد دانش آموزان نیز محدود بود و فاصله اجتماعی مشاهده شد.

معلمی داشتیم که هر روز 50 مایل قدم می زد. امروز رفت و 4-5 نفر را تدریس کرد و برگشت. نمایه های روشن معلمان ظاهر شد. در اتاق خواب بیمارستان یا دیوار یخچال و فریزر ، معلمی را می بینید که از تخته سفید استفاده می کند. کار خوب و ارزشمندی انجام شد.

همه اینها به پایان سال نزدیک است. ما باید مدرسه باشیم.ما به همه مدیر و معلمان گفتیم و به دانش آموزان گفتیم هرکسی که مشکلی یا ابهامی نداشته باشد خواهد آمد و معلمان در مدارس خواهند بود و به سؤالات آنها پاسخ داده می شود. این یک حرکت خوب برای پایان سال تحصیلی بود. حدود 20٪ از دانش آموزان روستایی ذکر کردند. خوب ، همیشه یک آزمون برای معلم وجود دارد ، آزمون یکپارچه ما در کلاس دوازدهم انجام خواهد شد. بنابراین ، کلاس نوزدهم اعلام کرد که این یک آزمون یکپارچه در کشور است ، زیرا این یک آزمون کارآمد است و از دانش آموزان خواسته ایم که با انتخاب رشته تحقیق ، حقوق خود را از دست ندهند. خوشبختانه با رعایت پروتکل های اعلام شده از سوی وزارت بهداشت ، همه این موارد با احتیاط انجام شد و هیچ تجربه ای در کپی و تکثیر آنها وجود نداشت.

در حقیقت ، آموزش الکترونیکی یکی از رسالت های آموزش است. به عبارت دیگر ، ما در یک سند تغییر اساسی وظیفه انتقال به آموزش الکترونیکی را به ما داده ایم.

* اما لازم نیست

آره؛ این رویداد ما را رها کرده است. آموزش و پرورش در یک اکولوژی جدید مورد استفاده قرار می گیرد.

* برای ادامه در مسیر آقای رئیس جمهور ، ستاد ملی در تاریخ 6 سپتامبر در کرونا اعلام شد. برخی گفته اند که با توجه به جدی بودن بحران فعلی و لزوم شروع آن در ماه آگوست ، این سوال باید در ماه آگوست حل و فصل شود. فکر می کنید قبل از ششم سپتامبر شروع کنید؟

نه ، زیرا سال تحصیلی مقدمات دارد. برخی از مقدمات برای شروع سال تحصیلی از بهمن سال گذشته آغاز می شود. این به طور طبیعی اتفاق می افتد. ما به هر صورت کار خود را از 6 سپتامبر شروع خواهیم کرد. 6 سپتامبر آغاز سال تحصیلی است. اگر قرمز باشد ، ما آن را متفاوت انجام می دهیم ، اگر زرد باشد ، ما آن را به صورت ترکیبی انجام می دهیم ، و مانند گذشته است. بنابراین ، “وضعیت” در تاریخ 6 سپتامبر دخالت نخواهد کرد.

* آیا در این شرایط زرد و قرمز برآوردهای لازم انجام شده است؟ گفته می شود از 6 سپتامبر یک زوج وجود خواهند داشت. آیا این برنامه برای همه نیست؟

نه ، آنها باید تصمیم بگیرند که چگونه رفتار کنند. اگر قرمز باشد ، اتاق نمی تواند از نظر جسمی اشغال شود و باید بدون آن ساخته شود. اگر رنگ زرد باشد ، می توان با دنبال کردن پروتکل ها آن را یافت. اما این حضور مستلزم آن است که تعداد دانش آموزان کلاس فاصله بین آنها را تعیین کند.

حدود 40٪ از مدرسه ما تعداد زیادی دانش آموز دارد که می توانند یک مدرسه مستقر در جامعه تأسیس کنند ، اما 40 تا 35 نفر در کلاس حضور دارند که پروتکل های شناختی اجتماعی را دنبال می کنند. دانش آموزان در این کلاس ها باید به دو کلاس و گاه روزها و بعضی روزها تقسیم شوند و آن روزها و روزهایی که در آن کلاس ها شرکت نمی کنند.

تمام دروس باید بصورت حضوری یا جزئی ارائه شود. یعنی آنها از نظر جسمی حضور دارند و بدون آنها می توانند کارهای خانه را انجام دهند. اگر 4 ساعت فیزیک باشد ، یک ساعت و نیم و یک ساعت و نیم وجود خواهد داشت تا بتوانیم از این فرصت برای همه دروس استفاده کنیم.

اگر اوضاع سفید است ، ما دوست داریم آموزش و پرورش خود را با نرخ 20٪ ارائه دهیم تا بتوانیم به تمام توان خود برسیم.

* محتوای ایجاد شده برای مدارس غیرانتفاعی دارای دو جنبه است که هر دو مهم هستند. از یک طرف دانش آموزان و والدین هزینه می کنند و در نهایت دانش آموز شرکت نمی کند و فعالیت های خارج از برنامه برگزار نمی شود ؛ از طرف دیگر یک مدرسه غیرانتفاعی هزینه های خود را پرداخت می کند و می تواند روی دو پای خود بایستد و دولت می تواند حمایت مالی را ارائه دهد. او تمام مدارس انتفاعی ندارد و این یک تناقض است. یعنی چگونه می توان این مسئله را برطرف کرد؟ این هنوز هم در بسیاری از مکان ها حل نشده است.

ما تصمیماتی را می گیریم که می گیریم و اعلام می کنیم و آن تصمیم را کنترل و اجرا می کنیم و مدارس فقط هزینه خدمات ارائه شده را می پردازند. هر کاری که مؤثر واقع نشود باید بازپرداخت شود ، اما ما به مدارس این حق را داده ایم که با خانواده های خود توافق کنند و برخی ممکن است در هزینه سال آینده گنجانده شوند ، همانطور که برخی پرداخت کرده اند. این ارتباط بین مدرسه و والدین دانش آموزان است.

* البته کنترل بسیار مهم است.

آره. در 2-3 هفته گذشته ، هفت مدرسه مهم در تهران حقوق شورای نظارت بر مدارس غیرانتفاعی تهران را نقض کرده اند.

* وضعیت معلمان و معلمان امسال بهبود یافته است. من فکر می کنم آنها 50 درصد افزایش یافته اند؟

بیش از 50٪ بود

* برخی می گویند برای ما 20 یا 30٪ است. ما در هر خانواده ای یک فرهنگ و معلم داریم.

می بینید ، ما حقوق معلمان را افزایش داده ایم ، و این افزایش بیش از 65٪ بود ، اما این گفته می شود ، برخی فکر می کنند ما یک کار عالی برای معلمان انجام داده ایم. ما معلمان را به بقیه کارمندان دولت تحویل دادیم. از سه میلیون و 700000 گور به 6 میلیون و 100000 گور رسیده است. البته این میانگین حقوق معلمان است ، بنابراین کسانی که چیزی دریافت نکردند ، مانند مدیران مدارس ، 50 درصد افزایش حقوق خود را دریافت کردند و به کسانی که آن را دریافت نکردند ، به مبلغی که دریافت نکردند اضافه شد.

* آیا شما از این سطح حقوق به عنوان وزیر آموزش و پرورش رضایت دارید؟

نمی توان درباره حقوق معلم صحبت کرد. ما تا آنجا که می توانیم از خدمات بهتر و مؤثرتری استقبال کنیم ، اما در مقایسه با سال گذشته ، فکر می کنم معلمان عزیز نسبتاً روایتگر و بازتاب دهنده ما هستند.

* وضعیت بیمه کارگران سنتی چگونه است؟ این بیمه طلا در مقایسه با طلا اندک رو به کاهش است.

وی چندین سال است که دوره بیمه را بصورت نقدی انجام می دهد ، به این معنی که حق بیمه اضافی توسط بیمه گذار برای بیمه اضافی پرداخت می شود و این در صندوق بیمه آینده واریز می شود و هزینه های مربوط به آن پرداخت می شود.

کاری که امسال انجام داده ایم افزایش تعداد مراکز خدماتی ، افزایش تعداد خدمات و در عین حال دریافت پول است. اما او هنوز ناراضی است و فکر می کنم یکی از زمینه هایی که افراد سنتی باید سخت تر کار کنند در حوزه بیمه است.

معلمان عزیز ، آنچه در مورد افزایش حقوق باید بگویم معدل کل معلمان است. برخی ممکن است کم و بیش این افزایش حقوق را داشته باشند.

* شما به صندوق بازنشستگی فرهنگیان اشاره کردید. مدتی پیش خزانه داری در بانک سرمایه اشتباه پیش آمد. این کجا رفت؟

متأسفانه اعتماد مردم را تضعیف می کند و به خواست خداوند افراد موفق از کار خود مراقبت می کنند و مطمئناً مجازات خواهند شد و این اصلاً مربوط به آموزش نیست. اگر ما سهامدار جزئی بودیم ، خارج از بانک بود. آن بانک عواقبی را برای ما نقض کرده است.

* این بانک سرمایه چند ساله بود؟

من فکر می کنم این تخلفات بانکی مربوط به “92 سال پیش” است.

وی گفت: * سند تحول در طول سخنرانی اعمال می شود و به بحث های اجتماعی گسترش می یابد.

یک سند تحول اساسی مهمترین رسالت ما است. در سالهای پس از انتشار این سند ، فعالیت های مختلفی علیه مسئولان در وزارت آموزش و پرورش انجام شده است. کلیه آثار و اهداف لازم برای تصویب به شورای آموزش عالی ارائه شده و از انقلاب فرهنگی گزارش شده است.

حرف ما این است که وقتی در مورد یک سند صحبت می کنیم ، باید روی آن کار کنیم. معلم ما اهداف سند را چگونه می فهمد؟ خانواده چه می فهمد؟ جامعه چه می فهمد؟ اهداف خود را برای مدرسه تعیین کرده ایم. این قانون به ما می گوید هر کسی که دارای مدرک معتدل در الهیات است ، نه یک تکنسین حرفه ای و کار و دانش ویژه ای دارد ، می تواند مهارت های مناسبی را برای جامعه ای که در آن زندگی می کنند داشته باشد.

خوب ، ظرفیت ما ، منابع ما ، منابع ما برای این منظور بسیار محدود هستند. ما برای پردازش سند وام نداریم. ما همین مقدار پول را می گیریم ، حقوق می گیریم. بنابراین ، ما در هر منطقه یک منطقه را انتخاب کرده ایم. از این فرصت برای دانش آموزان آن منطقه استفاده کرده و مهارت های لازم را به آنها یاد دهید. به عنوان مثال ، در دبستان ، ما یک برنامه “قابل خواندن” را به عنوان بسته های توسعه در نظر گرفته ایم ، این به چه معنی است؟ دانش آموزان دوره ابتدایی باید یاد بگیرند که خوب بخوانند. یاد بگیرید که خوب بنویسید ، یاد بگیرید که خوب گوش دهید و خوب صحبت کنید! مهارت های اساسی مانند مهارت های حل مسئله ، مهارت های ارتباطی ، مهارت های حل مسئله برخی از مهارت هایی است که دانش آموزان باید در دوره ابتدایی بدانند. من مطمئن هستم که خانواده ها خوشحال خواهند شد که می دانند این روند باعث می شود فرزندشان بیانگر و بازیگوش تر شود. اگر این دهه را ترک کنیم و برگردیم و نتوانیم از ذائقه جامعه و شخصیت های فرهنگی لذت ببریم ، بعداً تمام می شود.

به کسی اسب داده شد تا سوار شود ، دستش روی سبد خرید بود و اسب حرکت کرد ، او گذشت ، به او اسب دیگری بدهید! ما نمی توانیم یک به یک واقعه را متوقف کنیم. ما باید متوقف شویم و این تصمیم را تعیین کنیم.

* آیا شما 127000 سرباز دارید؟

ما کمبود 197000 داریم.

* الان چیکار میکنی؟ آیا بازنشستگان سود می برند؟

ما پنج روش برای تأمین نیروی انسانی داریم. ما هر سال 60-50 یا 40 هزار بازنشسته داریم که سیستم آموزشی را ترک می کنند. ما حدود 20،000 نفر را جذب می کنیم که چهار سال آموزش دریافت می کنند و سپس از طریق دانشگاه فاروئی وارد چرخه آموزش می شوند. بنابراین این 20،000 نفر اکنون برای ما فایده ای ندارند.

ما طبق ماده 28 23000 نفر استخدام کرده ایم که از این تعداد 5،000 نفر و 28000 نفر باقی خواهند ماند. ما آن را به متخصصان لیسانس در کشور پیشنهاد می کنیم. امیدوارم در آگوست باشد. آنها شرکت می کنند و افرادی که امتحان را می گذرانند باید یک دوره آموزشی را در دانشگاه فرهنگیان گذرانند. ما خواستار آزادی برخی از بازنشستگان و افراد غیر بازنشسته هستیم که از نظر قانونی مجاز به ماندن مدت 35 سال هستند. ما مجاز به خرید یک سوم آنچه برای پرداخت واحدهای آموزشی در یک سوم مجاز به پرداخت هستند ، هستیم. و ما این کار را می کنیم

اکنون حدود 100000 نفر در سالهای مختلف در آموزش و کتاب های درسی مشغول به کار هستند و به آنها اجازه داده می شود طبق برنامه درسی با ما همکاری کنند. ما مجاز به استخدام معلمان جدید نیستیم. این یک واقعیت است که ما برای بهبود وضعیت منابع انسانی در آموزش و پرورش با هر دو مجلس و شورای شوراهای سنتی صحبت کرده ایم.

در حال حاضر ، 48.5 درصد از نیروی کار در ده سال گذشته توسط دانشگاه فرهنگیان استخدام نشده اند. از طرف دیگر ، آنها درست هستند؛ با این حال ، نیروهای خاصی سالها کار کرده اند و کار کرده اند و انتظار می رود. ما هیچ تعهدی قانونی نسبت به آنها نداریم اما این تعهد بعداً به عمل آمد. لین قانونی از سال 1988 در مجلس تصویب شده است که به نظر من شاید بیش از 11 بار در حوزه قانونگذاری بوده است. هر بار ، اندازه افزایش یافته است.

در اولین روز تصویب آن ، قرار شد 60 هزار نفر را برای پرداخت هزینه آموزش و پرورش استخدام كنند. تاکنون 197000 نفر شاغل بوده اند ، اما اکنون حدود 100000 نفر باقی مانده اند.

اما بگذارید واضح باشم: اتفاقاتی در مدارس غیرانتفاعی رخ می دهد. یعنی در بعضی جاها شبیه یک تجارت است. برای استفاده بیشتر از مدرسه ، معلمان با هزینه کم استخدام می شوند. این را باید در نظر گرفت.

من هم در مورد این مدارس و هم در مورد اینکه معلم در حال خرید خدمات آموزشی است که می تواند برای تدریس انجام شود ، دارم که به نوعی منجر به سوء استفاده از معلمان می شود. معلم 25 درصد شهریه را دریافت می کند و پول دریافتی ادامه نخواهد یافت ، مابقی به پایان سال می رود و توسط اداره بخش یا هزینه های بیمه کارکنان استفاده می شود و پولی هم برای پرداخت معلمان نخواهد بود. بنابراین برخی از آنها بسیار کم درآمد هستند. ما این کار را متوقف کردیم افرادی که وارد این رشته می شوند باید مجوز بگیرند و حقوق معلم باید تا پایان سال حفظ شود.

* در مورد غیرانتفاعی ها چطور؟

ከ 25 ቱ የለውጥ ፓኬጆቻችን መካከል አንዱ በልዩ ሁኔታ እንዲሠለጥኑ እና እንዲቆጣጠሩን ያቀረብና መንግስታዊ ያልሆኑ ትምህርት ቤቶች መምህራን መለወጥ ነው ፡፡ እኛ ደግሞ የሕግ መከላከያዎችን እየተከተልን ነው ፡፡

* የሚከተሏቸው ሌላ ጉዳይ ደግሞ “የመንግስት ኢ-ግዥ ለግልጽነትና ለፀረ ሙስና” ሥርዓት ሙሉ ትግበራ ነው ፡፡

ያ ስርዓት መንግስት ያለው ስርዓት ነው ፣ እና ግልፅነት እንዲኖረው የመንግስት መሣሪያዎች ግsesዎች ሁሉ እዚህ መመዝገብ አለባቸው ፣ እና እኛ የመንግስት አካል ነን ፣ እና ይህን ተግባራዊ እናደርጋለን። در مورد تعارض منافع، لایحه ای را دولت تنظیم کرده و به مجلس محترم تقدیم کرده که باید مراحل تصویب را در مجلس بگذراند.

اما خب با اعتراضاتی روبرو بودیم، مثلاً کسانی که خودشان ذینفع هستند در حوزه تصمیم گیری هایی هستند که خودشان هم ذی‌نفعان هستند. اگر کسی خود مدرسه غیردولتی دخالت داشته باشد و در تصمیم گیری مدارس غیردولتی دخالت داشته باشد این تعارض منافع می شود.

*در مورد قضیه کرونا برخی از خانواده ها تصمیم گرفتند که بچه را به مدرسه نفرستند و برای آن معلم خصوصی بگیرند. برای این فکری کرده اید؟

توصیه ما به خانواده های عزیز این است که نیازی نیست خودشان را به زحمت بیندازند. ما مراقب سلامت بچه ها هستیم. اگر نگران سلامت هستند ما تابع محض تصمیم گیران سلامت کشور هستیم. اگر امکان حضور نباشد غیرحضوری این کار را انجام می دهیم و حتماً تضمین می کنیم کار آموزش با کیفیت خوبی انجام شود.

*هنوز مدارس کپری داریم یا خیر؟

نه، مدارس خشت و گلی را کلاً تمام کردیم. اتفاق مهمی که در زلزله کرمانشاه رخ داد که جا دارد از جامعه مسئولیت‌پذیر ایران بزرگ تشکر کنم، سرانه فضای آموزشی کرمانشاه قبل از زلزله، کمتر بود، تا بعد از زلزله! یعنی دو برابر آنچه خراب شده بود احداث شد.

*این بخاری و حوادث ناشی از بخاری در کشور نداریم؟

بله، سال گذشته هر جایی که لوله کشی گاز شده بود بخاری ها را ایمن کردیم. برخی از جاهایی که بخاری نفتی بود، سعی کردیم از روش های استانداردسازی استفاده کنیم و اینها را به شکل مناسب‌تری قرار دهیم. امسال اتفاق بزرگی رخ می دهد. در قانون بودجه پیش‌بینی شده است که از محل عوارش گاز بخاری ۱۰۰ هزار کلاس استاندارد شود و وزارت نفت متعهد شده، عوارضی که از گاز می گیرد به ما بدهد و ما این کار را انجام دهیم. امیدواریم یک جهش خوبی در جهت ایمن‌سازی مدارس از نظر سیستم گرمایشی داشته باشیم.

*از مراحل درمان بچه‌های شین آباد خبر دارید؟

بله. الحمدالله مراحل درمانی آنها انجام شده، اینها علاقه‌مند بودند استخدام شوند، با سازمان امور اداری و استخدامی …

*استخدام آموزش و پرورش شوند؟

بله. با هماهنگی سازمان امور اداری و استخدامی مسئله استخدام این عزیزان را هم حل کرده‌ایم و الان منتظر اعلام توافق سازمان برنامه و بودجه برای تامین منابع هستیم تا ان‌شاالله این کار انجام شود.

*چند نفر هستند؟

الان حضور ذهن ندارم چه تعدادی بودند.

* سند ۲۰۳۰ را مطمئن هستید در جایی وجود ندارد؟ نظارت کافی در این مسئله وجود دارد؟

بله. هر اقدامی که در هر جایی شد به ما منعکس شود سریعاً واکنش نشان می‌دهیم. این جزو دستور کار ما، استان ها، مناطق، مدیران مدارس و معلمین ما در سراسر کشور نیست.

*آمار غیرانتفاعی ها الان چقدر است؟

حدود ۱۱ درصد مدارس و دانش آموزان ما غیرانتفاعی هستند، اما قانون داریم و قانون را پاسداری می‌کنیم. چند روز پیش یکی از این مدارس به من زنگ زد که یک ناظر مقیم اینجا گذاشته‌اند و این مزاحمت برای ما ایجاد می‌کند. من تماس گرفتم که چرا ناظر مقیم گذاشته‌اند، گفتند تخطی کرده و تذکر دادیم و امتناع کرده در نتیجه ناظر مقیم گذاشتیم. در این زمینه کاملاً جدی هستیم.

*ارتباط با کمیسیون مجلس برقرار است؟ در مجلس رفتید؟

بله. من کمیسیون آموزش و تحقیقات را مصمم دیدم. تعهد ما به نمایندگان محترم این است که هر جایی مشکل یا مسئله و خدشه ای باشد، سریع واکنش نشان خواهیم داد. اهداف ما مشترک است، ماموریت هایمان  مشترک است.

*به اینجا برسیم که چه شد آقای حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش شد؟

آموزش و پرورش همواره جزو دغدغه های من بود. بیش از ۲۰ سال از سوابق خدمت من در آموزش و پرورش و مجموعه های مرتبط با آموزش و پرورش گذشته است. در همان شروع دولت دوم جناب آقای دکتر روحانی هم برخی مطرح می‌کردند ولی در واقع من طفره رفتم و این مسئولیت را بسیار سنگین و خطیر می‌دیدم تا بعد که باید بعد از جناب آقای بطحایی و دوره سرپرستی آقای حسینی، خیلی به من مجال نه گفتن هم ندادند.

*با حضرت آقا هم دیدار داشتید؟

دو نوبت در حاشیه جلسات من خدمت ایشان رسیدم که دیگه به جریان کرونا خورد اما در آن دو نوبتی که ملاقات کردم و ایشان توصیه هایی را فرمودند، ما کاملاً در جهت …

*توصیه های ایشان چه بود؟

یک توصیه ایشان اجرای سند تحول بود. تاکید فرمودند که سند تحول را اجرایی کنید. فرمایش دوم ایشان معیشت معلمان بود که ایشان فرمودند در این جهت کار کنید. با عنایت آقای رئیس جمهور و حمایت دولت گام های بزرگی برداشته شد. وقتی می‌گویم گام های بزرگ، نمی‌خواهم بگویم این خیلی کار بزرگی بود. می‌گویم به بقیه رسانده ایم ولی بالاخره یک عدم تعادل را جبران کرده‌ایم و خدا را شاکریم که عنایت الهی این توفیق را فراهم کرد. گفتیم هر فرهنگی که خانه ندارد اعم از شاغل و بازنشسته ثبت‌نام کند. حدود ۳۴۰ هزار نفر در کل کشور ثبت نام کردند. ان شاالله اتفاق خوبی در مسکن فرهنگیان هم بیفتد.

*شما متولد ۱۳۳۸ قم هستید.

بله.

*یعنی الان تقریباً ۶۱ ساله هستید.

بله.

*پدر و مادر فرهنگی بودند؟

نه، مادرم خانه‌دار بود و پدرم هم در کار عمده‌فروشی میوه و حبوبات در میدان تره‌بار بودند.

*در قید حیات هستند؟

خیر. سال ۸۹ به رحمت خدا رفتند.

*هم پدر و هم مادر؟

نخیر. مادرم در قید حیات هستند.

*چند خواهر و برادر هستید؟

من سه خواهر و دو برادر دارم.

*چند تا فرهنگی هستید؟

خواهران من هر سه نفر فرهنگی هستند. برادرم که بعد از من هست، جانباز ۷۵ درصد است و قاضی بود که الان دوره بازنشستگی‌اش را طی می کند.

*چه سالی ازدواج کردید؟

من سال ۶۰ ازدواج کردم.

*چطور با حاج خانم آشنا شدید؟

من با فامیل خانواده خانمم ارتباط داشتم. خاله ایشان همسایه ما بودند که ارتباط داشتیم، اما تمام ارتباط من با خانواده خانمم بخاطر انقلاب بود. با پدر خانمم که یک فرد با روحیه عارف مسلک و فداکاری بود، در جریان انقلاب آشنا شدم و اولین بار من ایشان را به نماز حضرت آیت الله بهجت دعوت کردم. با هم نماز حضرت آیت الله بهجت رفتیم. خیلی برای ایشان تازگی داشت و بعد از آن دیگر ایشان مشتری ثابت آقای بهجت شد و من هم به تهران آمدم. پدر خانمم از شروع جنگ به جبهه رفت و تا عملیات والفجر بود که به شهادت رسید. تقریباً هم در دوره قبل از انقلاب و بعد از ۱۵ خرداد دستگیر شده بود و به زندان رفت، نیروی انقلابی و خوبی بودند و به جهت انقلابی بودن با اینها ارتباط داشتم. تا این که دایی خانمم هم شهید شد چون همسایه بودیم و ارتباط داشتیم. مادرم منزل آنها برای مجلس ترحیم رفته بود و خانم من را آنجا دیده بود و من هم می‌دانستم آن آقایی که پدرخانمم بود و من با ایشان ارتباط داشتم و خیلی صمیمی بودیم فرزند دختر دارد یا ندارد. به من گفتند ایشان بسیار ذکر خیر شما را می کند و دخترشان هست و من هم موافقت کردم. خیلی سریع و در عرض یک هفته انجام شد.

*مهریه چقدر بود؟

آن زمان خیلی خوب بود. یک دوره تفسیر المیزان مهریه خانمم تعیین کردیم.

*خطبه عقد را چه کسی خواند؟

مرحوم حضرت آیت الله مشکینی خطبه را خواندند.

*توصیه ای نداشتند؟

یک نکته ای که معمولاً بیان می کنند این است که خانم ها وقتی می خواهند چیزی بخوانند وظیفه مردان را می خوانند، مردان هم وظیفه خانم ها را می خوانند. تاکیدشان این بود هر کسی وظیفه خودش را ببیند و تلاش کند وظیفه خودش را به نحو کامل انجام دهد. خیلی دغدغه وظیفه دیگری را نداشته باشد. این که وظیفه دیگری را همواره در ذهن خود بیاوریم توقعات بالا می رود و زندگی شیرینی لازم را پیدا نمی کند. هر کسی تلاش داشته باشد حداکثر اهتمام را برای انجام وظایف خود داشته باشد.

*چند فرزند دارید؟

۴ فرزند دارم.

*دختر یا پسر؟

هر ۴ فرزند من پسر هستند.

*چه می کنند؟

پسر بزرگ من الان دوبی است و جزو دانش‌آموزان نخبه و استعدادهای درخشان بود. مکانیک خوانده و بعد علاقه‌مند به فلسفه شد و ارشد و دکترا را فلسفه خوانده و الان دکترای فلسفه می‌خواند. پسر دوم دکترای تاریخ هنر می‌خواند. او هم انتقال از لیسانس به فوق لیسانس به دلیل اینکه دانشجوی برتر بود بدون کنکور شرکت کرد. فرزند سوم من لیسانس فلسفه دارد که الان سربازی رفته و برگشته و در کار هنر است و دغدغه های هنری خاصی دارد، چون می دانم دوست ندارد درباره او صحبت کنم، کارهای خودش را به صورت ناشناس انجام می دهد، حتی سوریه رفته و کارهای مختلفی انجام داده و چون علاقه‌مند نیست از کارهای او زیاد نمی گویم. چهارمین فرزندم هم دانشجو است و در دانشگاه تهران تحصیل می کند.

*ازدواج کردند؟

دوتا فرزندم ازدواج کردند.

*نوه هم دارید؟

نخیر.

*در کارهای خانه به حاج خانم کمک می کنید؟

مقداری که میسر باشد علاقه مند به کار و کمک در خانه هستم منتهی بچه ها خیلی خوب کمک می کنند. چون دختر نداشتیم بچه ها از ابتدا کنار مادرشان همه کاری را یاد گرفتند و همه بلد هستند همه کاری انجام دهند. بچه های من آشپزی بلد هستند، تمام کارهای خانه را می توانند به طور کامل انجام دهند.

*حاج خانم هم اهل فعالیت اجتماعی هستند؟

خانم من فرهنگی است و با ۲۵ سال سابقه خودش را بازنشسته کرد و خیریه را تاسیس کرد که بچه های بهزیستی را تحت سرپرستی دارند. با تعدادی از خانم های اعضای دولت از سال ۹۲ این کار را شروع کرده‌اند. الان هر چند وقت یکبار این بچه ها را به عنوان دختران خودمان، مراسم خواستگاری برگزار می کنیم و هفته گذشته یک مراسم محدودی برای خواستگاری یکی از دخترها برگزار کردیم. برای اشتغال و ازدواج این بچه ها تلاش می کند.

*اهل ورزش هستید؟

بله. من به شدت علاقه‌مند به پیاده روی هستم. قبل از وزارت آموزش و پرورش جزء ثابت برنامه های هر روز من حداقل ۱۰-۸ کیلومتر پیاده‌روی بوده که انجام می دادم.

*شما از دانشجویانی بودید که با دوستان تبریزی در تبریز بودید. هم آقای مهرعلیزاده، آقای علائی، آقای پزشکیان با شما بودند. یک جمع خفنی در زمان انقلاب بودید.

بله؛ من دانشجو نبودم. من از طرف دبیرخانه شورای انقلاب به تبریز رفتم.

*بعد از انقلاب بود؟

بله.

*یعنی فعالیت های انقلابی شما بیشتر در قم بود؟

بله. من ماموریتی از طرف دبیرخانه شورای انقلاب گرفتم و به تبریز آمدم. اولین ارتباط من با شهید محراب حضرت آیت الله مدنی بود.

*شما را دوست داشتند.

لطف و بزرگواری داشتند.

*در یک نماز جمعه ای هم از شما تعریف می کنند.

بله. شهید محراب همان جلسه اولی که خدمت ایشان رسیدم، یک پیوند عمیقی بین ما برقرار شد. همانجا یادداشتی دست من داد و نوشت ایشان هر وقت آمد به داخل بیاید و هیچ محدودیتی برای ارتباط با من ندارد. روزی که ایشان شهید شد من در نماز جمعه بودم.

*نزدیک ایشان بودید؟

۴-۳ صف پشت سر ایشان بودم. رسم ایشان این بود که اسلحه را در دست می گرفت و روی زمین نمی‌گذاشت؛ بسیار پرشور و پرانرژی بودند. واقعاً این تصویر قبل از شهادت آقای مدنی است. به کسی که با من بود گفت امروز چهره آقا چهره دیگری است. من یک حس کاملاً متفاوتی از چهره شهید آیت الله مدنی داشتم. آن فرد ایشان را از پشت گرفته بود و منفجر شد. ما نفهمیدیم چه اتفاقی افتاد چون فاصله داشتیم. فقط سروصدا و تیراندازی و صدای انفجار را شنیدیم. من خیلی نگران آقا بودم. خودم را به سختی به جلو رساندم و از افراد پرسیدم و گفتند مشکلی نبود و آقا را بردند و هیچ مشکلی نیست. عده ای تیراندازی کردند و من هم فکر کردم چیزی نیست.

به منزل آمدم و آن زمان هم‌زمان ناظر تولید صداوسیمای آذربایجان هم بودم. از سوی مرکز این ماموریت را به من داده بودند تا نظارت کنم. با من تماس گرفتند که یک فیلمی تهیه کردیم و می خواهیم به تهران بفرستیم و شما برای نظارت تشریف بیاورید که رفتم و دیدم که ایشان شهید شدند.

*فیلم شهادت بود؟

بله. ایشان می گفت با شما خستگی من درمی‌رود. رابطه بسیار خوبی بین ما برقرار بود. روزی که آیت الله مدنی شهید شد، همان حسی را داشتم که پدرم را از دست دادم.

*در زمان پهلوی و مبارزات با رژیم پهلوی دستگیر نشدید؟

نه، آشنایی من با نهضت امام (ره) به زمانی برمی گردد که ده ساله بودم. آن زمان پدر من برنامه سفری را تدارک دید تا به عراق و سوریه برویم؛ دو ماه بود. با اتوبوس از قم به سمت عراق حرکت کردیم. در آن سفر چون پدرم با امام آشنا بود و این باعث شد ما نجف رفتیم و من هر شب مدرسه آیت الله بروجردی پشت سر امام نماز می‌خواندم. امام در حیاط آن مدرسه نماز می خواندند. بعد از نماز امام برمی‌گشتند و مسافرین و افراد با ایشان احوالپرسی می کردند. من هم جلو رفتم و عبایی پدرم برای من خریده بود که هنوز هم آن عبا را دارم، روی دوشم انداخته بودم، ایشان دستی به سر ما کشید و فرمود زنده باشید پدر جان! یک تعبیر دیگری را یک زمان دیگری، در ملاقات حضوری بعد از انقلاب با بچه های سپاه داشتیم. هنوز سپاه هم تشکیل نشده بود. به من گفتند ما می خواهیم برویم و شما یک چیزی بنویسید و ما آنجا به امام یک چیزی بگوییم.

*سخنرانی قرائی کردید و سوره انشراح..

بله. من متنی نوشتم و بعد گفتند ما نمی توانیم و خودتان بیایید. من رفتم و شروع جلسه از امام اجازه گرفتم که یک متنی را بخوانم. ایشان اجازه دادند. من پیش خودم، حالا از خامی دوران جوانی بود که حدود ۲۲ ساله بودم، سوره انشراح را برای امام شرح کردم که مثلا یک مرحله انقلاب الان پیروز شده و حالا باید به مرحله دیگر بپردازیم. تعبیر من این چنین بود که بیان کردم. صحبت من که تمام شد…

*اعتماد به نفس بالایی داشتید.

جسارت ناشی از خامی جوانی بود. بعد که صحبت من تمام شد ایشان فرمودند طیب الله و تمام شد. امام زمین می‌نشست و من هم زمین کنار امام نشسته بودم، در عکس هم هست. کم کم زانوی خود را به زانوی امام چسباندم و دستم را روی زانو خودم و حضرت امام گذاشتم و مشغول گوش دادن به صحبت ایشان شدم. صحبت ایشان که تمام شد بلند شدند که خواستند به اتاق خود بروند. فضای مکانی که بودیم کوچک بود، تا وسط راه که رفتند امام کامل برگشتند و نگاهی به من کردند و گفتند موفق باشید پدرجان!

من در آن شرایط با امام آشنا شدم. یک سال قبل از پیروزی انقلاب را تقریباً خانه نبودم. یعنی بخش مهم آن زمان را از روستاهای اطراف قم شروع کردم و صحبت می کردیم و عکس شهدا را آماده کرده بودیم. مانند معرکه‌گیران قدیم روی پرده چسبانده بودیم و اینها را به نمایش می گذاشتیم و صحبت می‌کردیم. کم کم این به شهرهای اطراف قم مانند گلپایگان، خمین، خوانسار، محلات، دلیجان کشید. در این شهرها قبل از انقلاب سخنرانی کردم.

به یاد دارم اواخر آن، آقای مسیح مهاجری که الان روزنامه جمهوری اسلامی هستند در جریان کار ما بودند، پولی داد و یک دستگاهی که اسلاید نمایش می‌داد برای ما تهیه کردند. ما این عکس ها را به اسلاید تبدیل کردیم و هر جایی می‌رفتیم اسلایدها را می بردیم و به نمایش می گذاشتیم.

*جبهه هم تشریف بردید؟

من آن زمان مسئولیتی در سوادآموزی داشتم، ماموریتی برای ما تعیین شد این بود که برای سوادآموزی جبهه ها کار کنیم. حضور من در جبهه در نوبت های متعدد بیشتر به رزم مربوط نشد، بلکه به پشتیبانی و ارائه خدمت مربوط می‌شد. یک نوبت هم مانوس با شهید همت شدم. این را علاقه‌مند هستم بیان کنم. به همراه جمعی رفتیم و من نمونه یک مدیری را که در اعماق جان کسانی که با آنها کار می‌کردند، رسوخ کرده، در ایشان دیدم.

*در سال ۶۸ و ارتحال حضرت امام!

آن روزی که این اتفاق افتاد احساس می کردم دنیای من خراب شده است. آینده را بسیار سخت می دیدم. خوشبختانه به سرعت همه چیز سروسامان گرفت، این داغ از ما نرفت ولی شرایط آن نگرانی ها و التهاب هایی که وجود داشت پایان گرفت.

*فکر می کردید آقا به رهبری انتخاب شوند؟

خیر. من ارزیابی درستی نداشتم. یعنی هیچگاه به این فکر نمی کردم.

*دهه ۷۰ کجا بودید و چه سمت هایی برعهده شما بود؟

یک دوره ای من از نهضت فاصله گرفتم. به دلیل مشکلی که ایجاد شد، من از نهضت جدا شدم و به ریاست جمهوری آمدم. اختلافی بین من و آقای دکتر نجفی که آن زمان وزیر وقت آموزش و پرورش بود، در خصوص موضوع مربوط به نهضت پیش آمد.

*با ادغام مخالف بودید؟

نخیر. بحث ادغام آن زمان مطرح نبود. بحث مربوط به آموزشیارها و استخدام این افراد بود. یک اختلاف دیدگاهی داشتیم و من حس کردم ممکن است ادامه حضور من مجموعه را آسیب برساند. عذرخواهی کردم و بیرون آمدم. هیچگاه جایی را از قبل پیش بینی نکردم که از اینجا بیرون بیایم و به جای دیگری بروم. چند ماهی هم کار خاصی نداشتم. بعد دعوت شدم و معاون دبیر هیئت دولت شدم.

*در چه سالی بود؟

فکر می‌کنم شاید دوره اول آقای خاتمی بود که رئیس جمهور بود، من معاون دبیر هیئت دولت شدم. یک سالی این مسئولیت را داشتم. یک روزی آقای قرائتی گفت ما می‌گوییم دوباره شما برگردید. وزارتخانه هم تغییر کرده بود و آقای مظفر وزیر شده بود؛ گفتند برگردید. برای من هم تصمیم سختی بود که دوباره برگردم ولی بازگشتم. ۵ سال دیگر دوباره در آنجا بودم و دوباره نوبت بعدی که جدا شدم دفتر امور مدیران ارشد ریاست جمهوری آمدم که مسئولیت راهبری، نظارت و ارزیابی مدیران ارشد را برعهده داشتند. مدیرانی که مستقیماً منصوب رئیس جمهور بودند.

بعد این ادامه داشت تا سال اول آقای احمدی نژاد ادامه داشت. آن زمان معاون دبیر دولت بودم و آقای طیب نیا دبیر کمیسیون اقتصاد بود و با هم ارتباط داشتیم. به دعوت آقای دکتر رهبر و دکتر طیب نیا من رئیس سازمان بهره‌وری شدم. بعد از دوره بهره وری من سال ۸۹ خودم را بازنشسته کردم. هنوز مجال داشتم ادامه دهم ولی خودم را بازنشسته کردم. شورای عالی انقلاب فرهنگی آمدم. سه سالی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی رئیس کمیسیون اصلاح الگوی مصرف بودم.

دولت آقای روحانی هم تشکیل شد آقای طیب نیا از من دعوت کرد که وزارت اقتصاد بروم و به ایشان کمک کنم. در تدوین برنامه ایشان هم مشارکت داشتیم و با هم رفاقت از قبل داشتیم. هنوز ۱۰ روزی بود که در آنجا بودم من را برای دبیری هیئت دولت دعوت کردند.

*آقای جهانگیری دعوت کردند؟

بله. ایشان دعوت کردند و من هم استقبال کردم و انصافاً دوره بسیار خوبی بود. هم دوره ارتباط با دکتر جهانگیری که به نظر من مدیر توانمند و لایقی هستند و هم تجربه دولت، تجربه بسیار ذی قیمتی برای من بود. تقریباً دبیر دولت کسی است که با همه دستگاه های اجرایی، با همه مسائل آنها، با همه اولویت های آنها و دغدغه های آنها در طول این مدت آشنا می شود.

جلسات دولت انسجام خیلی دقیقی دارد که تمام حضور وزرا حتی تاخیرها تعیین می شود و به استحضار خودشان و رئیس جمهور و معاون اول به طور منظم می‌رسد که چطور حضور آنها در کمیسیون و مشارکت معاونین در کمیسیون های دولت انجام می شود. آن ارزیابی وزرا را در دوره ای که دفتر مدیران ارشد بودم تجربه داشتم.

*کاری هم زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی کردید. یک مصاحبه هایی را از اینها مکتوب کردید.

به آقای رئیس جمهور گفتم اجازه دهید با اعضای دولت صحبت کنم و تجربیات این وزرا را به دولت بعدی منتقل کنم. ایشان هم استقبال کرد. نیمی از این مصاحبه ها در دوره اقای خاتمی انجام شد و نیمی دیگر در دوره اقای احمدی نژاد انجام شد و با همه اعضای دولت صحبت کردم. برخی حتی ۷ ساعت گفت و گو کردیم. در چند نوبت بود. برخی از اعضای دولت گفتند یک نسخه از همین حرف های خودمان را به ما بدهید چون این مقدار منظم مجال نشده بود که به همه حوزه ماموریت خودمان توجه کنیم.

*مسئولیتی هم در مورد نشان های درجه یک دولتی داشتید. این هم توضیح دهید که این نشان ها به چه صورت است؟ اگر کسی این نشان را بگیرد فقط ارزش معنوی نشان است یا بر حقوق افراد نیز اضافه می شود؟

همزمان که رئیس دفتر امور مدیران ارشد بودم، دبیر کمیسیون اعطای نشان های دولتی هم بودم. کمیسیونی در دولت وجود دارد که روسای کمیسیون های دولت عضو آن هستند؛ یعنی رئیس کمیسیون اقتصاد، رئیس کمیسیون اجتماعی، رئیس کمیسیون سیاسی و غیره عضو آن هستند. من دبیر آن کمیسیون بودم. هر سال به همه دستگاه ها اعلام می‌شد کسانی که کار ویژه ای انجام داده‌اند برای اعطای نشان به وسیله رئیس جمهور معرفی کنید. دستگاه ها اسامی را می فرستادند و این اقدامات بررسی می شد. اگر کار متمایز و درخور اعتنایی بود در کمیسیون می رفت و اگر تصویب می شد به رئیس جمهور گزارش می شد. اگر رئیس جمهور می پذیرفت، در دولت می رفت و دولت تصویب می کرد. وقتی دولت تصویب کرد اعطای نشان انجام می شد. نشان ها متنوع بود. درجات هم متناسب بود. مثلاً نشان خدمت، نشان ایثار، نشان سازندگی، نشان تعلیم و تربیت بود. هر نشانی هم سه مرتبه اعم از نشان درجه یک، درجه دو و درجه سه است.

*آیا حذف کنکور شدنی است؟

سه قانون را مجلس برای حذف کنکور تصویب کرده است. من معتقد هستم وقتی کنکور حذف می‌شود که موضوعیتش را از دست بدهد. الان وضعیت ما به گونه ای است که دانش آموزانی که از پایه اول تا دوازدهم می آیند تنها کسی که پایان خط ایستاده کنکور است. به اعتقاد من راه این است که انتهای خط، علاوه بر کنکور کسان دیگری هم نشسته باشند.

*یعنی چه؟

مثلاً صنعت نشسته باشد و بگوید من دیپلم شما را نیاز دارم، کشاورزی نشسته باشد و بگوید دیپلم شما را نیاز دارم. خیلی از این ها دنبال کار و شغل هستند. ما این مسیر را برای دانش آموزان گذاشته ایم که اگر بخواهند به شغل برسند باید حتماً این مسیر را تا ناکجاآباد طی کنند. دیپلم باید معرف حدی از توانمندی ها برای مشارکت موثر و مهارت باشد. این هدفی است که صنعت تعقیب می کند.

*یعنی طبق سند تحول است.

بله. این را سند تحول می گوید. مسیر محتوم همه آدم ها این نیست که حتماً به دانشگاه بروند. افراد باید متناسب با ظرفیت ها و توانمندی های خودشان گزینه های مختلفی را در اختیار داشته باشند.

*چه زمانی سوریه رفته بودید؟

تقریباً قبل از کرونا بود. چند هفته ای قبل از آن بود.

*یک حواشی ایجاد شد که مدارس سوری را بسازید.

بالاخره کشورهایی که با هم روابط استراتژیک دارند، این دیدارها با حواشی همراه خواهد بود. ما هم در جریان کار آنها قرار گرفتیم و هم تجربیات خودمان را در اختیار آنها قرار دادیم. مثلا درباره سند بسیار با وزیر آموزش و پرورش و وزیر علوم آنها صحبت کردیم. تجربیات ما در مدرسه سازی زیاد است و فوق العاده تجربیات مدرنی داریم. الان در مناطقی که زلزله زده است امن ترین نقطه مدرسه های ما است. حتی خانواده ها در سیل بالای پشت بام مدرسه می نشینند. ما گفتیم حاضر هستیم تجربیات خودمان را با شما مبادله کنیم. بعد این را گفتند که ایران می خواهد مدارس سوریه را بسازد. ما پول داشته باشیم مدرسه خودمان را می سازیم.

*حاج قاسم را آنجا دیدید؟

نه، من آن زمانی که رفتم بعد از شهادت ایشان بود ولی هیچ جایی نبود در سوریه وارد شویم، چه در جمع مردم و چه در جمع مسئولین که با عظمت از حاج قاسم یاد نکنند، یعنی کامل حس می کردیم که در وطن خودش است، یعنی مردم به این اندازه به او علاقه مند بودند و دوستدار ایشان بودند.

*داستان حاج قاسم را می خواهید در کتاب های درسی اضافه می کنید؟

بله. بعد از شهادت ایشان همان زمان اعلام کردم که در کتاب ها اسطوره ها را معرفی می کنیم و الگو می دهیم. یکی از راه های تربیت الگو است. الگویی که جامعه با آن زندگی کرده، ملموس‌تر است.

*در چه پایه ای معلوم نیست؟

هم در چه پایه ای و هم با چه روشی. در همان ایام بعد از شهادت شهید سلیمانی به مدارس متعددی رفتم. دلنوشته های دانش آموزان بسیار زیاد بود. سر کلاس سوال می کردم که حاج قاسم که بود؟ چرا برای شما مهم است؟ نکاتی را بیان می کردند که انتظار داشتید آدم های که درک سیاسی گسترده‌تری دارند بیان کنند. دقیقاً می فهمیدند نقش ایشان در امنیت چیست.

*خیلی سپاسگذارم. من خداحافظی می کنم ولی بر طبق رسم دستخط، برنامه با دست خطی که دکتر حاجی میرزایی عزیز برای ما به یادگار می نویسند به پایان خواهند رسید.

«بسم الله الرحمن الرحیم.

یادداشت پایانی برنامه خوب دستخط، مجال و فرصت مغتنمی است که بر این نکته کلیدی تاکید کنم که جامعه آن گونه عمل می‌کند که آموخته است و برای تسریع در تحول و پیشرفت جامعه و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی هیچ راه معتبری جز اهتمام اصولی به جریان یادگیری جامعه نیست.

کارایی و اثربخشی نهادهای جامعه محصول کارآمدی و اثربخشی یادگیری در آن جامعه است. این که دانش‌آموزان ما چه چیزی می آموزند و چگونه می‌آموزند نکته مهم و کلیدی است که باید توجه همگان را به نهاد مهم آموزش و پرورش معطوف نماید.

با آرزوی استمرار عزت و پایداری ملت سرافراز ایران و شکوهمندی و اقتدار انقلاب اسلامی».

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا